تو
دره ی بنفش غروبی
که روز را
در سینه می فشاری و خاموش می کنی..........
.......................................................................................................
دروغ بزرگي است اگر شنيدي ردپاهايت را گم کرده ام.......!
شانه هايت را تكيه گاهم كن...
بي تو پر مي شوم از تمام خزانهاي نيامده .....!
بازدمت را بیفشان
بر شب چشمان من....آبستن ستاره می شود !